مانیامانیا، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

دختری بنام مانیا

سرماخوردگی

دخترک این روزها دوران نقاهتش رو پشت سر میذاره. سرما خوردگی ساده که تبدیل شد به عفونت سینوسها و در حال مصرف آموکسی کلاوه. با کلی زحمت یکمی وزنش بالا رفته بود اما دوباره بخاطر کم اشتهایی و آنتی بیوتیک ضعیف شده. چند روز دیگه هم واکسن 18ماهگی داره. مشغول خرید عید هستیم برای دخترکم.
10 بهمن 1394

دخترک حرف گوش کن

دخترکم اینروزها به شدت حرف گوش کن شده و ازش درخواست هر کاری رو که میکنیم انجام میده البته به غیر از فعل "غذا خوردن" که این غذا خوردنش هم کاملا اختیاریه و ما اذیتش نمیکنیم با اصرارهامون. وقتی تو آشپزخونه مشغول کار کردنم جارو دستی رو برمیداره به سرعت همه جا رو جارو میکنه. و منم تشویقش میکنم و لذت میبره از کارش. داره یاد میگیره خودش لباساشو بپوشه . البته به صورت خودجوش و خیلی جالبه که میدونه هر لباس مخصوص کدوم قسمت از بدنشه. یعنی شلوارشو رو سرش نمیکشه و پیرهنشو پاش نمیکنه و هر کدومو درست تنش میکنه. البته کاملا هم اینکارو بی نقص انجام نمیده اما به نظرم مهارتش متناسب با سنش عالیه هنوز هم منو تو حسرت گل سرهای خوشگلش گذاشته و اجا...
9 دی 1394

بابا جّی ...

دخترک این روزها به باباش میگه "بابا جّی" و منظورش همون بابا جوونه که من از همون اول باباشو اینطوری خطاب کردم و الان میبینم که دخترک با عشق و علاقه باباشو خطاب میکنه و به من هم میگه مامانّی با تشدید روی حرف "ن"...    
9 دی 1394

15ماهگی دخترک

این روزها دخترک وارد ماه 16 از زندگی خودش شده و به سرعت برق و باد همه چی داره تغییر میکنه. من از این تغییرات هم خوشحالم هم ناراحت. خوشحال از اینکه عزیز دلم زیبای چشم طوسی من داره بزرگ و خانوم میشه و ناراحت از اینکه دلم برای این روزها خیلیییی تنگ میشه. خدای مهربونم همه کودکان سراسر دنیا بخصوص کودکان سرزمینم صحیح و سالم در پناه خودت برای مامان و باباها حفظ بفرما. آمیــــــــــــــــــن   مهارتهای دخترک در 15ماهگی: مامانو بستگی به حالات خودش سه جور میگه: مامممی، مامممان و مامانننننی. با صدای بلند و با تکرار بابایی رو هم همینطور: بابی و بابائئئییی   نماز میخونه و بعداز سجده موقع سلام دادن دستاشو به نشونه سلام داد...
25 آبان 1394

گوارش دخترک بهتر شد

بالاخره بعد از کلی هم و غم خوردن گوارش دخترک تنظیم شد. خدا رو شکر. این روزها دخترک به دایره لغاتش چند تا کلمه جدید اضافه کرده. بابی: همون بابایی که خودش از گفتنش عشق میکنه این چیییییییییییه؟ با یه حالت سوالی خیلی قشنگی میگه. جوجووو چییهههه؟ دو سه روزم هست وقتی پی پی میکنه دستشو میزنه به پشتش که یعنی این تو خبریه. به عروسکاش با قاشقش غذا میده و هر کی اون اطراف باشه باید دستپختشو بچشه. بره ناقلاشو میاره میده بغلم که یعنی شیرش بده ...
13 آبان 1394

تجربه تلخ

از اول 6 ماهگی تا همین دو سه روز پیش شیر خشک نان به دخترم میدادم. چون از همون بدو تولد تعداد دفعات دفعش زیاد بود متوجه این قضیه نشدم که این شیر خشک با گوارش مانیا سازگاری نداره.باورم نمیشه که مشکل دفع مکرر مانیا همین شیرخشک لعنتی باشه دو روزه که شیرخشکشو قطع کردم دیگه مانیا مشکلی از بابت دفع نداره عذاب وجدان داره خفم میکنه. چرا هیچ کس نفهمید حتی اون همه دکتری که من دخترمو بردم. حالا خدا کنه از این به بعد رشد عقب افتادشو جبران کنه.   ...
20 مهر 1394

چی بپزم که بخوری

این روزای من همش داره به این فکر میگذره که چی بپزم که مانیا دوست داشته باشه. خوراکش به روز خوبه یه روز خیلی بد. دغدغه های مادریه دیگه. چه میشه کرد. امروز تو فکر میگو هستم. خدا کنه از طمعمش خوشش بیاد دخترکم. ...
12 مهر 1394